تبليغاتX
.:: قاصدک آواره ::.
 
   
     
 
 
   اين شعر افاضات حاج كرم از خلیل جوادی شاعر محكمه الهيه كه خيلي هم قشنگه. منبع اين شعر وبلاگ خود خلیل جوادی هستش.
در ضمن فايل محكمه الهي رو هم از آدرس زير ميتونيد دانلود كنيد كه منبعش هم وبلاگ مداد آی تی است

دانلود فایل صوتی محکمه الهی

دانلود محکمه الهی از RapidShare

--------------------------------------------------------------------------------

افاضات حاج کرم

پریشبـــاحضــرت حـــــاجی کـــــــرم

 شوهر دختــر خــــالـه ی مــــــــادرم

 چون که مـــاشین نو خـــریـده بودن

 خـدمت والـــده رسیـــــده بــــــــودن

 بعدِ یــــــه کم تــارف و گفت شـنفت

یهو یه کاره رو بــــه من کرد و گـفت :

نشستی و این همه خوندی که چی؟

توی مخت کتــاب چپوندی کــــه چی ؟

بقیه در ادامه مطلب

 
 
   |    نوشته شده توسط امید ادامه مطلب ... | 
 
 
   

با سلام. اول از همه به خاطر غیبت چند ماهه از عزیزان عذرخواهی می کنم. دوم اینکه از امروز به موضوعات وبلاگ "متن ترانه ها و تصنیف های قدیمی" اضافه می شود. این بخش که امروز اولین پستشو گذاشتم شامل متن اجراهای خوانندگان قدیمی ایران زمین است. در صورت امکان فایل صوتی یا تصویری و تصاویر مربوط به شاعر یا خواننده یا آهنگساز مورد نظر را می گذارم.

                                                            بردی از یادم

              بردی از یادم                            دادی بر بادم                             با یادت شادم    
              دل به تو دادم                          در دام افتادم                             از غم آزادم

                     دل به تو دادم، فتادم به بند                         ای گل بر اشکِ، خونینم مخند
                     سوزم از سوزِ، نگاهت هنوز                        چشم من باشد به راهت هنوز

           چه شد آن همه پیمان که از آن لب خندان             بشنیدم و هرگز، خبری نشد از آن

           کی آیی به برم؟   ای شمع سحرم،   در بزمم نفسی،   بنشین تاج سرم   تا از جان گذرم

                     پا به سرم نِه، جان به تنم دِه                       چون به سرآمد، عمر بی ثمرم

          نشسته بر دل غبار غم         زان که من، در دیار غم         گشته ام غمگسار غم
          امید اهل وفا تویی               رفته راه خطا تویی               آفتِ جان ما تویی

                     دل به تو دادم، فتادم به بند                        ای گل بر اشکِ، خونینم مخند 
                     سوزم از سوزِ، نگاهت هنوز                       چشم من باشد به راهت هنوز

  شاعر: پرویز خطیبی _ خواننده: همخوانی ویگن و دلکش، هایده، عقیلی، سرشار، افتخاری _ آهنگ:   دلکش و زر آبادی و خطیبی

 Download link - Vigen & Delkash

DelkashVigen

 منبع تصاویر: saeedshirin1383.persianblog iran-goftogoo.com

 
 
   |    نوشته شده توسط محمد
 
 
 
 

آغوش وانکرده لبش گل فروش شد
صحرا تمام وسعتی از ناز و نوش شد

"احلی من العسل" به لبش داد بوسه ای
پیشانی سپید گل آیینه پوش شد

آغوش را گشود و به مولا نگاه کرد
باران گرفت و عشق فقط جرعه نوش شد

وقتی رکاب بوسه به پای سوار زد
غارتگر همیشه ی دل صبر و هوش شد

می دید آسمان پر بال پرنده است
از بس فرشته عرش خدا لاله پوش شد

گرگی وزید و سینه ی قاسم نشانه رفت
میدان طنین شیهه و گرد و خروش شد

ناگاه پاره پاره تمام ستاره ای
بالی زد و به دامن مولا خموش شد

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط ساقی
 
 
 

 

                                              

براي معرفي اين كتاب ميخواستم پشت جلد كتاب رو اينجا بذارم كه ديدم اينقدر افتضاحه اگه بذارم شما نه تنها جذب نميشيد بلكه در حالي كه دلتون رو گرفتيد به سمت دستشويي ميدويد! براي همين از خودم مينويسم :

 

كتاب پنجم آرتميس فاول ماجرايي تازه را روايت ميكند. ماجرايي كه از جن ها و سروان هالي تا انحناي فضا-زمان(!) را در بر ميگيرد. در اين جلد رقيبي تازه نيز براي آرتميس فاول ظاهر ميشود يك دختر 17-18 ساله به نام مينروا كه دكتراي شيمي و چندتا دكتراي ديگر را هم دارد و قرار است براي پرو‍ژه جديدش نوبل فيزيك هم دريافت كند.

 ماجرا از جايي آغاز ميشود كه در خياباني در بارسلون اسپانيا آرتميس و باتلر منتظر ظهور يك ديو هستند و البته اين اتفاق مي افتد و ديو پس از ظاهر شدن آرتميس را هم با خود ميبرد. اين ديو در حقيقت از جزيره ای به نام هايبراس - جزيره اي كه خارج از زمان است -  آمده و البته عقده هايي هم به خاطر برخورد بد معلمانش در خود دارد!!! آرتميس برميگردد و سعي ميكند ظهور ديوهاي ديگر را هم در مكان هاي ديگر پيش بيني و رديابي كند. البته او در اين كار تنها نيست. مينروا  و سروان هالي از بخش ويژه پليس زيرزمين هم دقيقا به دنبال همين هستند. حالا چرا قضيه ديوها اين قدر مهم است؟ در كتاب بخوانبد.

 

در ضمن چون اسم جن و ديو تو كتاب آمده فكر نكنيد قصه جن و پري و حسن كچل و از اين حرفهاست ها!   همون طور كه اول گفتم حتي به فضا-زمان و نظريه هاي نسبيت هم ربط دارد ولي نه به طور مستقيم.

*مشخصات کتاب را در ادامه مطلب بخوانید.

 
 
   |    نوشته شده توسط امید ادامه مطلب ... | 
 
 
 

 

 

Seyyed Ebrahim Nabavi

 منبع تصویر: news.bbc.co.uk

در پي اعلام اين نكته كه تاكنون 65000 شركت تجاري ايراني در دبي ثبت شده اند , يكي از ايرانيان گفت : ما ايراني ها صبح در تهران از خواب بيدار مي شويم محل شركت تجاري ومركز خريدمان در دبي است . استعدادمان در تهران كشف شده , اما نبوغ مان در اروپا شكوفا  مي شود . براي تحصيل به  پاريس و يا لندن مي رويم , اما چون از كار در اروپا خوشمان نمي آيد, در ايالت متحده كار مي كنيم . و هروقت بيكار شديم براي گرفتن حقوق بيكاري به اروپاي مركزي مي رويم .

برنامه هاي تلوزيوني مان  از لس آنجلس پخش و در خرم آباد  دريافت مي شود . فيلم هايمان را در بيابان هاي  ايران مي سازيم. اما در ونيز و پاريس و برلين آنها را نمايش مي دهيم و از آنجا جايزه فيلمسازي مي گيريم .

 در كلن طرفدار جمهوري و در تهران طرفدار سلطنت هستيم , مهمترين مقالات سياسي مان در اوين نوشته مي شود , اما در پاريس خوانده  مي شود . از واشنگتن نامزد انتخابات مي شويم , اما صلاحيت مان در تهران رد مي شود  ,بنابراين در برلين انتخابت را تحريم مي كنيم و در لندن تصميم مي گيريم رفراندوم برگزار مي كنيم . در هلند عضو پارلمان و در اسراييل رييس جمهور مي شويم در تهران با حكومت مخالفت مي كنيم , در عراق با حكومت مي جنگيم , اما در لبنان از حكومت دفاع مي كنيم .

در تهران كنسرت موسيقي راك برگزار مي كنيم , اما در فرانكفورت كنسرت موسيقي سنتي مان با اسقبال آلماني ها روبرو مي شود , در آنكارا در كنسرت موسيقي پاپ ايراني شركت مي كنيم  ,اما در آنتاليا مي رقصيم . در كانادا برنده مسابقه ملكه زيبايي مي شويم . حقوق زنان مان در مشهد نقض ميشود , اما در سوئد از حقوق زنان دفاع مي كنيم .

 وليعهدمان در آمريكا است ,ملكه مان در يكي از شهرهاي فرانسه زندگي مي كند , رئيس جمهور سابق مان در پاريس زندگي مي كند . رئيس قوه قضائيه مان متولد عراق است , در عوض رئيس جمهور عراق سالها در ايران زندگي مي كرد و رئيس جمهور اسرائيل متولد ايران است . در ايران زندگي مي كنيم , در تركيه تفريح مي كنيم , در آمريكا پولدار مي شويم و براي مرگ به ايران بر مي گرديم.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط امید
 
 
 

 

کتاب تاریخچه زمان,اثر ویلیام استیون هاوکینگ جز معدود کتب علمی میباشد که در عین سادگی و کوتاهی,فراگیر میباشد.

دکتر هاوکینگ از ریاضی-فیزیکدانان برجسته معاصر و صاحب کرسی استاد لوکاسیان ریاضی دانشگاه کمبریج (جایگاهی که ابتدا متعلق به ایزاک نیوتن بود وبعد به دیراک رسید)است.وی به علت ابتلا به بیماریALSمعلول شد وبعد به خاطر یک عمل جراحی توانایی گفتاری خود را ازدست داد.او اکنون از نوعی نرم افزار برای ارتباط با دیگران استفاده میکند.

کتاب تاریخچه زمان به گونه ای نوشته شده که افرادی هم که دانش کمی از فیزیک دارند میتوانند از آن بهره جویند. نویسنده با بیان عقاید فیزیکی ونجومی گذشتگان وطرح مسایل اساسی علم کار را آغاز میکندو بعد با توضیح در مورد وقایع هستی وعقاید فیزیک نوین ادامه میدهد.وی با توضیح زیر بناهای فیزیک جدید,یعنی کوانتوم و نسبیت و با شرح مواردی همچون اصل عدم قطعیت,سیاهچاله ها,نظریه اتحاد بزرگGUTو...وهمچنین گردش در حوزه های مختلف فیزیک مثل اخترفیزیک,ذرات بنیادی و...سعی دارد تا نگاه علم به هستی را شرح دهد.علاوه برآن نشان داده شده یک نظریه چگونه شکل میگیرد,آزمایش میشود وردمیشود یا قانون میشود.اما همواره نویسنده گوشزد میکند "که این مجموعه شگفت آور از معادلات، مدلی ذهنی است که تنها در ذهن بشر وجود دارد."

همچنین دنباله این کتاب با عنوان" جهان در پوست گردو "منتشر شده است.

 

تاریخچه زمان

 

                                                                       

                                                                                                    

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 

 

ناتان مردي شصت ساله، بعد از طلاق، بازنشستگي، پيروزي بر سرطان و دل باختن به پيش‌خدمتي در يك رستوران، خاطرات زندگي ‌اش را مي‌نويسد.
كتاب او در صبح يك روز بهاري ابعاد تازه‌اي مي‌يابد:
او تام خواهرزاده‌ي گمشده‌اش را مي‌يابد و هر دو با احساسات، ضعف‌ها و خيالبافي‌هاي‌شان در «هتل اگزيستانس» هستي خويش را مي‌كاوند.
در اين رمان، همه‌ي دل‌مشغولي‌هاي پل استر با يكديگر مرتبط مي‌شوند. آدم سرنوشت خويش را مي‌سازند و در آرمان شهري خودساخته، بهترين‌ها را زندگي مي‌كنند؛ اما تا كي؟

 

انتشارات افق

*مشخصات کتاب را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید.


 
 
   |    نوشته شده توسط امید ادامه مطلب ... | 
 
 
  روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشته ها این گونه می گفت : می آید ، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لبهایش دوختند . گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
" با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست ."
گنجشک گفت لانه کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این طوفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم ؟ کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند .
خدا گفت : " ماری در لانه ات بود .خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آن گاه تو از کمین مار پر گشودی. "
گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت : " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی ."
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت . های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد .

 
 
   |    نوشته شده توسط ساقی
 
 
  شيطان به خداوند گفت: چگونه است كه بندگانت تو را دوست مي دارند و تو را نا فرماني مي كنند در حالي كه با من دشمن اند ولي از من اطاعت مي كنند؟! خطاب رسيد كه اي ابليس به واسطه همان دوستي كه به من دارند و دشمني كه با تو دارند از نافرماني هاي آنان در خواهم گذشت.

 
 
   |    نوشته شده توسط ساقی
 
 
   

مشت بر پوست

 

موشو نام پسری است که در خانواده ای فقیر زندگی می کند که پدر خانواده هنر دیگری جز تنبک زدن ندارد. از این رو هر روز پسرش را روی دوشش گذاشته و در بازار با تنبکش می زند و می خواند. پدر بعد مدتی می میرد و موشو هم در ابتدا راه او را ادامه می دهد ولی مردم او را از کار بی کار می کنند! موشو و مادرش (که خود در قبرستان آب پاشی می کند) به دنبال کار برای موشو می گردند. ولی هر دفعه به مشکلی بر می خورند؛ مشکلاتی که مثلا خرافه پرستی مردم را نشان می دهد یا مشکلات هنرمندان در گذشته .....

 

*مشخصات کتاب در ادامه.

 
 
   |    نوشته شده توسط محمد ادامه مطلب ... | 
 
 
   

مولانا ...

 

بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود

 

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی تو بسر نمی شود

 

خمر و خمار من توئی باغ و بهار من توئی
خواب و قرار من توئی بی تو بسر نمی شود

 

جان ز تو نوش می کند دل ز تو جوش می کند
عقل خروش می کند بی تو بسر نمی شود

 

جاه و جلال من توئی ملکت و مال من توئی
آب زلال من توئی بی تو بسر نمی شود

 

بی تو اگر بسر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بی تو بسر نمی شود

 

دل بنهد بر کنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو می کنی بی تو بسر نمی شود

 

گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بی تو بسر نمی شود

 

خواب مرا ببسته ای نقش مرا بشسته ای
وز همه ام گسسته ای بی تو بسر نمی شود

 

بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بی تو بسر نمی شود

 

 
 
   |    نوشته شده توسط محمد
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: طراحي و پياده سازي قالب وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور